وقتی که دلت ترک برداشت، برگرد به جایی که دلت اونجاست...
پ.ن: از گذشته نمیشه فرار کرد، شاید بخوای نادیدهاش بگیری اما بالاخره، یه روزی یه جایی یقهت رو میگیره و میزنت زمین... آدم شکستن نبودم و نیستم هر چیزی که فکرش رو کنی، چه برسه که اون دل باشه. ای کاش فرصتی بود...
برچسب:
نویسنده: آوا صالحپور
یه زمانی اردیبهشت که می اومد، بوی کتاب و نمایشگاهش می اومد، قبلنا که تو سئول بود حس و حالش هم فرق میکرد و آدم مست میشد از بوی صفحات کتاب... اما مدتهاست نمایشگاه کم بو یا بهتره بگم بی بو شده...
زمان آینده افتتاحیه نمایشگاه کتابه و من هیچ حسی ندارم
برچسب:
نویسنده: آوا صالحپور
برچسب:
نویسنده: آوا صالحپور
بیست و یک، میتونه سن هر کسی باشه، میتونه دو رقم اول وسط یا آخر یک پلاک باشه یا حتی شماره پلاک خونه. این عدد میتونه تعداد شمعهای روی یک کیک باشه. خلاصه اینکه این عدد برای هر کسی یک علتی داره...
بیست و یک سال و ده روز از متولد شدن این بلاگ میگذره و من هنوز دلبسته این جا هستم، جایی که به هزاران صفحه اینستا و تلگرام و... می ارزه
برچسب:
نویسنده: آوا صالحپور